آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
پيوندها
نويسندگان مطالب علمي و آموزنده و جالب به اشتراك گزاري انواع مطالب علمي و آموزنده و جالب براي همه جنگ نرماين: یک شنبه 29 بهمن 1391برچسب:جنگ نرم ينعي اين ببينيد چطوري با ناخود آگاه ما بازي ميكنند!!!؟ خراب كردن مسجد توسط پرندگان خشمگين به نام علي در لوگوي اين بازي توجه كنيد!!!!؟ بازي كالاف ديوتي حديثي از امام صادق(ع) كه در قاب عكس كار شده است به محل نصب تابلو دقت كنيد!!!!!!؟ استفاده از درب كعبه در چند نقطه ي اين بازي استفاده از كلمه الله در كف زمين اين بازي به سم كاركتر ها توجه كنيد نام فاطمه زهرا كه با زيركي در اين بازي كار شده اين بار در بازي اويل قرآني كه در اتاق يكي از روساي گروه تروريستس وجود دارد به كلمه ي الله زير پاي شخصيت ها توجه كنيد شباهت كفپوش با كفپوش مسجدالنبي شباهت طراحي بنا با مسجدالنبي موجوداتي كه پس از حل معما الله اكبر مي گويند وباز هم كلمه ي الله در اين بازي به وفور يافت ميشود استفاده از درب مسجدالنبي در بازي!!!!؟ و در آخر فكر ميكنم حرفي براي گفتن نباشه وخودتون قضاوت كنيد؟؟؟؟, :: 3:39 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
شنبه 28 بهمن 1391برچسب:, :: 6:1 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
@ از کجا آمده است؟ ![]() همه کسانی که به اینترنت دسترسی دارند، علامت @ را دیدهاند و آن را میشناسند. این علامت که امروز آن را بیشتر در آدرسهای ایمیل و یا شبکههای اجتماعی میتوانیم ببینیم، در خیلی جاها به عنوان سمبل اینترنت یا ارتباطات مجازی تلقی می شود.
شاید فکر میکنید این علامت از ابداعات چند سال گذشته است و پیش از دوران کامپیوترها و ایمیلها وجود خارجی نداشته؛ اما جالب است بدانیم که این علامت پیچخورده، در طول قرنهای گذشته کاربرد داشته و بعضی مستندات قدمت آن را به پیش از قرون وسطی میرسانند. البته مردم قرون وسطی از علامت @ برای ارسال ایمیل به هم یا حتی هدایت کبوترهای نامهبر استفاده نمیکردند و این سمبل در آن زمانها استفادههای دیگری داشت.
نامگذاری:
در بیشتر زبانهای دنیا (از جمله فارسی) @ را مانند انگلیسی ها at یا at Sign تلفظ میکنند. اما بعضی زبانها هم برای آن نام خاصی دارند که معمولا یادآور حیوانات است
در تایوان به آن موشکوچولو، در روسیه و ارمنستان سگ ، در هلند دم میمون، در دانمارک دم فیل و در نروژ دم گربه میگویند. در کشورهای دیگر هم دم انواع دیگر حیوانات از جمله خوک کاربرد دارد و بعضی کشورها هم کلماتی معادل حلزون یا پیچ و رولت برای آن استفاده میکنند. در اسپانیایی، پرتقالی، کاتالان و فرانسه و کمابیش انگلیسی هم کلمه آروبا کاربرد دارد. اما arroba چیست و از کجا آمده است؟
اجازه بدهید با هم به اسپانیای قدیم سفر کنیم، به زمانی که اسپانیا در دست مسلمانان بود و بسیاری کلمات عربی وارد زبان اسپانیایی شدند. از جمله کلمه الربع که واحدی بود برای اندازهگیری وزن. همانطور که ما در فارسی چارک (حدود ۷۵۰ گرم) را داریم، اعراب هم الربع را داشتند که تقریبا معادل ۱۱ و نیم کیلوگرم امروزی میشد. این کلمه به صورت arroba وارد زبان اسپانیولی و پرتغالی شد و تا به امروز هم مورد استفاده است. اسپانیاییها و پرتغالیها از نماد @ برای نمایش اختصاری arroba استفاده کردند. بعدها با ورود علامت @ به انگلستان، کلمه arroba هم وارد زبان انگلیسی شد.
ولی چه ارتباطی میتواند بین یک واحد وزن و ایمیل باشد؟ باید بگوییم که @ تنها به عنوان علامت وزن استفاده نمیشد و کاربردهای دیگری هم داشت.
کاربردهای قدیمی:
- حسابداران در قرون ۱۸ و ۱۹ از @ بعنوان علامت اختصاری each at استفاده میکردند. به این ترتیب @ یک a بود که داخل یک e بزرگتر نوشته میشد. each at اصطلاحی بود به معنای “از قرار هر کدام” که تاجران و حسابداران به کار میبردند مثلا ”۲سیب @ ۱$” یعنی دو سیب از قرار هر کدام یک دلار. در حالیکه اگر گفته میشد two apples at 1$ یعنی دو سیب (هر دو با هم) یک دلار.
- در قرون گذشته در مناطقی از فرانسه از علامت à (به معنای at each یا “از قرار”) برای برچسبگذاری کالاها استفاده می کردند. گاهی اوقات مغازهدارها فرانسه هم مانند برخی کشورها به سرعت قیمتها را مینوشتند و در نتیجه علامت à چیزی شبیه به @ از آب درمیآمد.
- @ می تواند ریشهای یونانی هم داشته باشد؛ یعنی یک آلفای محصور در میان دایره باشد. یونانیها مدعی هستند که گاه در گذشته از علامت @ به جای کلمه ανά (آنا) استفاده میکردند. آنا در زبان یونانی تقریبا معادل à فرانسوی است.
- کشیشها هم در قرون وسطی از علامت @ زیاد استفاده میکردند، هم به عنوان اختصاری برای کلمه ad لاتین ( به معنای به، در ، درباره، با) و هم به عنوان تاکید بر حرف a مثلا در ذکر کلمه amen حرف a به صورت @ نگارش میشد. عدهای بر این باورند که @ یک a است که داخل یک D قرار گرفته و ad را نشان میدهد. اسنادی وجود دارد که قدمت این کاربرد را تا ۷۰۰ سال پیش میرساند.
- کاربردهای دیگری هم برای @ وجود داشته که بیشتر برای نشان دادن اختصار کلماتی که با ۲ شروع میشوند و اکثرا به معنای “در” (داخل) یا “از قرار” یا “در ارتباط با” هستند.
استفاده مدرن : اما @ اولین بار در اوایل قرن بیستم وارد ماشینهای تحریر و حسابداری شد و در اواخر این قرن هم با پیدایش کامپیوترها راه خود را به دنیای دیجیتال باز کرد. کلید @ در کامپیوترها استفادههای بسیار زیادی پیدا کرد، در بسیاری از زبانهای برنامهنویسی کاربرد پیدا کرد و بسیاری از سرویسهای آنلاین هم از @ استفاده کردند.
در ایمیلها @ نشان میدهد که آدرس ایمیل شما در کدام سایت قرار دارد. در توئیتر و بسیاری از سرویسهای میکروبلاگینگ برای خطاب قرار دادن کاربر دیگری بطور عمومی استفاده میشود و در فورومها و بعضی شبکههای اجتماعی برای پاسخ دادن به کاربر دیگر پیش از نام او @ میآورند.
استفادههای جدید از @ به دنیای مجازی محدود نیست. در آمریکا برای نشان دادن مسابقه دو تیم با هم، ضمن مشخص کردن میزبان از @ استفاده می شود. مثلا NY@LA یعنی تیم NY با LA مسابقه خواهد داد و بازی در زمین LA برگزار میشود.
حتی در زبان فارسی مجازی هم @ وارد شده و کاربردهای مختلفی پیدا کرده. مثلا بعضی کاربران در تایپ فارگلیسی (پینگلیش) از @ برای جایگزینی “عت” “ئت” و “َت” در کلماتی چون ساعت، دقت و سرعت و غیره استفاده میکنند. در بعضی زبانهای دیگر هم کاربران مجازی ترجیح میدهند از @ به جای حروف مشابهی که ممکن است در تلفن یا کامپیوترشان نباشد، استفاده کنند. مثلا به جای ə (که در ترکی آذربایجانی و برخی زبانهای دیگر صدای َ میدهد)
علاوه بر آن @ بعنوان سمبل دنیای مجازی و سرویسهای اینترنتی وارد فرهنگ و هنر هم شده و خود را در آثار سینمایی یا حتی اشعار خوانندگان یا نقاشیها و کاریکاتورها به عنوان نماینده دوره جدید ارتباطات معرفی کرده است.
------------------------------------------------------------------------------------------------
بزرگترین عدد اول جهان توسط یک ریاضیدان آمریکایی کشف شده که طول ارقام آن 17 میلیون و 425 هزار و 170 عدد است. به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عنوان قبلی بزرگترین عدد اول جهان به عددی با 12 میلیون و 978 هزار و 189 رقم اختصاص داشت که در سال 2008 میلادی کشف شده بود. کشف بزرگترین عدد اول جهان توسط «کورتیس کوپر» ریاضیدان دانشگاه مرکزی میسوری در قالب بخشی از یک شبکه عظیم رایانه های اختصاص یافته برای این طرح، محقق شد. این طرح شباهت زیادی به پروژه هایی مانند SETI@Home دارد که از شبکه عظیم رایانه ای برای دانلود و آنالیز حجم وسیع داده های تلسکوپ رادیویی SETI استفاده می کند. شبکه رایانه ای برای کشف بزرگترین عدد اول جهان به اختصار GIMPS گفته می شود که از 360 هزار پردازنده برای 150 تریلیون محاسبه در ثانیه استفاده می کند. «جورج ولتمان» از کارشناسان برجسته رایانه و مبتکر شبکه GIMPS تأکید می کند: این کار مانند بالا رفتن از قله اورست است؛ مردم از به چالش کشیده شدن برای کشف ناشناخته ها لذت می برند. این عدد از کلاس نادر موسوم به اعداد اول مرسن (Mersenne Primes) است که به شکل Mn = 2n – 1 هستند. اعداد اول مرسن 350 سال قبل توسط «مارین مرسن» کشیش فرانسوی شرح داده شده و به نام وی نامگذاری شده اند؛ تاکنون 48 نمونه آنها کشف شده است. عدد اول کشف شده چندین نوبت توسط محققان و با استفاده از رایانه های پرقدرت مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. «کورتیس کوپر» تاکنون سه عدد اول را کشف کرده و برای کشف اخیر خود نیز جایزه سه هزار دلاری دریافت کرده است. سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 2:12 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
خنده دار جدید . . ی بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟ سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 2:6 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
آیا به حرفی که میزنید وفادار هستید یا اغلب اوقات از انجام کاری که قول دادهاید انجام میدهید سرباز میزنید؟ بسیاری از ما اغلب اوقات درگیر موضوعات اینچنینی هستیم. برخی از افراد میگویند که تماس میگیرند و دیگر با شما تماس نمیگیرند. برخی دیگر میگویند که پیگیر یک پروژه خواهند شد و در آینده این چنین نخواهد شد. برخی دیگر میگویند که کاری را در مدت زمان خاص انجام میدهند و متاسفانه زیر حرفشان میزنند. قبل از صحبت راجع به اهمیت ایستادگی بر روی حرفهایمان، بعد نیست به این موضوع نگاه کنیم که چطور ممکن است یک فرد به حرفهایی که میزند عمل نکند، چه عواملی منجر به بروز این رفتار میشود؟ - زمانی که فردی از شما درخواست میکند کاری را انجام دهید، شما برای اینکه وی احساس بدی نسبت به شما پیدا نکند سعی میکنید تا به او جواب مثبت دهید، حتی اگر خودتان علاقهای برای انجام آن ندارید. در حالیکه اگر واقعاً نمیتوانید، باید«نه گفتن» را بیاموزیدو از آن بهره جویید. - شما بله را میگویید و فکر میکنید که میتوانید کار را انجام دهید، این در حالیست که بخش دیگر وجودتان در مقابل اینکه تحت کنترل قرار بگیرد مقاومت میکند. آیا این مهمتر است که تحت کنترل باشید یا اینکه بر سر حرفتان بمانید؟
چهار شنبه 18 بهمن 1391برچسب:, :: 10:49 بعد از ظهر :: نويسنده : ali
تماشا: شاید باورش سخت باشد اما جیمز باند هم یک روزی کارتن خواب بوده است! نه تنها دانیل کریگ که ستارگان بزرگ دیگری هم بوده اند که روزگاری کف خیابان ها زندگی می کردند و در محله های پایین شهر به سر می بردند. این ستارگان نه تنها فقیر بودند بلکه بی خانمان هم بوده اند. سایت سینما خبر، گزارشی از فهرست این ستارگان منتشر کرده است. گزارشی تکان دهنده که دلمان نیامد شما نخوانید. «هال بری» (Halle Berry) وقتی که «هال» با سودای بازیگری در سر به شیکاگو آمد. پولی نداشت. مادر او که از مخالفان جدی بازیگری بود. از فرستادن حتی یک سنت برای او خودداری کرد. «هال» بیچاره که شغلی نداشت. شب ها را با در خیابان ها یا در پناهگاه بی خانمان ها می گذراند. او در مصاحبه با مجله استار پلاس گفته است: «آن شرایط سخت باعث شد من محافظت از خودم را یاد بگیرم.» هال بری به خوبی توانست از پس زندگی سختش بربیاید. «هیلاری سوآنک» قبل از آنکه «سوآنک» به یک بازیگر برگزیده اسکار تبدیل شود. از دبیرستان اخراج شد. او در سن 15 سالگی تنها با 75 دلار و یک خط موبایل به کالیفرنیا آمد. او شب ها را در اتومبیل مادرش می خوانید تا اینکه طی آشنایی با «تینا براندون» در فیلم «÷سرها گریه نمی کنند» بازی کرد و با دستمزد 3 هزار دلاری موفق به اجاره یک سرپناه شد. بعد از آن او هر روز ÷یشرفت کرد تا تبدیل شد به «هیلاری سوآنک». «جیم کری» «کری» اوایل 16 سالگی از مدرسه اخراج شد. او که آرزوی معروف شدن را در سر داشت، تمامی نوجوانی اش را در اتوبوس کاروان خانوادگی سپری کرد ولی پارک کردن اتوبوس کاروان در کنار خیابان بخت او را برای اولین حضور حرفه ای اش باز کرد. «الا فیتز جرالد» «فیتز جرالد» قبل از آنکه عنوان «ملکه جاز» را به دست آورد از خانه ناپدری اش فرار می کند. در اوج بی خانمانی برای کسب درآمد به یک گروه مافیا می پیوندد ولی جای خواب او از خیابان به زندان تغییر می کند. پس از آزادی از زندان شب ها را در کنار تئاتر آولو می گذراند. تا اینکه در سال 1934 بخت به او رو کرده و در نهایت موفق به دریافت 13جایزه «گرمی» می شود. «دانیل کریک» «کریگ» با «مامور 007» زمانی در مصاحبه با پایگاه اطلاع رسانی «هالیوود اسکوپ» گفته بود در حالی که آرزوی بازیگری را داشتم به لندن آمدم و چون جایی برای گذراندن شب ها نداشتم، صندلی پارک های لندن را انتخاب کردم. بله، جیمز باندکه این روزها با «اسکای فال» لندن را به تسخیر خود درآورده، روزی در لندن سرگردان بوده است. «چارلی چاپلین» با مرگ زودرس پدر «چارلی»، مادرش به بیمارستان روانی منتقل می شود و چارلی 10 ساله با برادر کوچکش مجبور به کار کردن و کسب درآمد می شوند. آنها خانه ای نداشتند و شب ها را در کنار محل کار پدرشان که یک تماشاخانه بود می گذراندند ولی همین مشکلات در نهایت چارلی را به بزرگترین بازیگر سینمای صامت تبدیل کرد. چهار شنبه 18 بهمن 1391برچسب:, :: 10:44 بعد از ظهر :: نويسنده : ali
بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟ گفت: آره ! خیلی دوسش دارم گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟ گفت: آره! گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟ گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد گفت: چرا؟ براش یه مثال زدم: گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله… دیدم حالتش عوض شده بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟ گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه گفتم: پس حجابت…. اشک تو چشاش جمع شده بود روسری اش رو کشید جلو با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره از فردا دیدم با چادر اومده گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد! خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:, :: 3:24 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
لـوح زنـدگی را چگونـه بخوانیـم ؟! جمعه 13 بهمن 1391برچسب:, :: 7:23 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
آری داستان ، داستان فقر است پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند
ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید :
بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ،آب دهانش را قورت دادخواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت برگه مجتبی ، دست به دست بین معلم ها می گشتاشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود امتحان ریاضی ثلث اول :
سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟ جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانهکه بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری نداردو گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟ جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم، بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه مجتبی پاک کرد و ادامه داد سئوال : نامساوی را تعریف کنید جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران ، اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟ جواب : همان خاصیت پول داری است آقا ،که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟ جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ، که شاید اثر قطره اشک مجتبی بود
معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت مجتبی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ، برگشت با صدای لرزانش فریاد زد آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟ بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید و پشت در گم شد **********************************************************
دفتر مشق
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…
دخترک خودش را جمع و جور کرد، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟ فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انضباطش باهاش صحبت کنم دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت : خانوم/… مادرم مریضه… اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد… اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه… اونوقت… اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم… اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم… معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین … و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد… ***********************************************************
غذای سگ
توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد … یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم … آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش … همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت : چی مِخی نِنه ؟ پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت : هَمی ره گُوشت بده نِنه !
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت : پُونصَد تُومَن فَقَط آشغال گوشت مِشِه نِنه … بُدُم ؟ پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه ! قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن …..اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی میکرد گفت : اینارو واسه سگت میخوای مادر ؟ پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت : سَگ ؟ جوون گفت اّره … سگ من این فیله هارو هم با ناز میخوره … سگ شما چجوری اینارو میخوره ؟ پیرزن گفت : مُخُوره دیگه نِنه … شیکم گوشنه سَنگم مُخُوره … جوون گفت نژادش چیه مادر ؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه …ایناره بره بچه هام ماخام اّبگوشت بار بیذارم ! جوونه رنگش عوض شد … یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن … پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگیریفته بُودی ؟ جوون گفت چرا ! پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُورم نِنه … بعد گوشت فیله رو گذاشت اونطرف و آشغال گوشتاش رو برداشت و رفت ! قصابه شروع کرد به وراجی که خوبی به این جماعت نیومده آقا … و از این خزعبلات … و من همینجور مات مونده بودم !! *
*
*
*
*
داستان مردم شهر من ، داستان پسرک فال فروشی است که کف خیابان برای یک لقمه نان میگرید!
چهره زیبای دستان خسته یک پدر برای عیدی دخترش ! پینه های دست مادریست برای یک جرعه نفس! آری داستان ، داستان فقر است. این چیزها را که میشنوم غصه ام میگیرد. چه کار میشود کرد؟ کمک؟
واقعاً راه حل مشکل فقر در ایران چیست؟
جمعه 6 بهمن 1391برچسب:, :: 6:18 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
پنج شنبه 5 بهمن 1391برچسب:, :: 4:9 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
ایـن دیـوانگیـست ...... چهار شنبه 4 بهمن 1391برچسب:, :: 5:51 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
جنگ نرم اين: یک شنبه 29 بهمن 1391برچسب:جنگ نرم ينعي اين ببينيد چطوري با ناخود آگاه ما بازي ميكنند!!!؟ خراب كردن مسجد توسط پرندگان خشمگين به نام علي در لوگوي اين بازي توجه كنيد!!!!؟ بازي كالاف ديوتي حديثي از امام صادق(ع) كه در قاب عكس كار شده است به محل نصب تابلو دقت كنيد!!!!!!؟ استفاده از درب كعبه در چند نقطه ي اين بازي استفاده از كلمه الله در كف زمين اين بازي به سم كاركتر ها توجه كنيد نام فاطمه زهرا كه با زيركي در اين بازي كار شده اين بار در بازي اويل قرآني كه در اتاق يكي از روساي گروه تروريستس وجود دارد به كلمه ي الله زير پاي شخصيت ها توجه كنيد شباهت كفپوش با كفپوش مسجدالنبي شباهت طراحي بنا با مسجدالنبي موجوداتي كه پس از حل معما الله اكبر مي گويند وباز هم كلمه ي الله در اين بازي به وفور يافت ميشود استفاده از درب مسجدالنبي در بازي!!!!؟ و در آخر فكر ميكنم حرفي براي گفتن نباشه وخودتون قضاوت كنيد؟؟؟؟, :: 3:39 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
شنبه 28 بهمن 1391برچسب:, :: 6:1 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
@ از کجا آمده است؟ ![]() همه کسانی که به اینترنت دسترسی دارند، علامت @ را دیدهاند و آن را میشناسند. این علامت که امروز آن را بیشتر در آدرسهای ایمیل و یا شبکههای اجتماعی میتوانیم ببینیم، در خیلی جاها به عنوان سمبل اینترنت یا ارتباطات مجازی تلقی می شود.
شاید فکر میکنید این علامت از ابداعات چند سال گذشته است و پیش از دوران کامپیوترها و ایمیلها وجود خارجی نداشته؛ اما جالب است بدانیم که این علامت پیچخورده، در طول قرنهای گذشته کاربرد داشته و بعضی مستندات قدمت آن را به پیش از قرون وسطی میرسانند. البته مردم قرون وسطی از علامت @ برای ارسال ایمیل به هم یا حتی هدایت کبوترهای نامهبر استفاده نمیکردند و این سمبل در آن زمانها استفادههای دیگری داشت.
نامگذاری:
در بیشتر زبانهای دنیا (از جمله فارسی) @ را مانند انگلیسی ها at یا at Sign تلفظ میکنند. اما بعضی زبانها هم برای آن نام خاصی دارند که معمولا یادآور حیوانات است
در تایوان به آن موشکوچولو، در روسیه و ارمنستان سگ ، در هلند دم میمون، در دانمارک دم فیل و در نروژ دم گربه میگویند. در کشورهای دیگر هم دم انواع دیگر حیوانات از جمله خوک کاربرد دارد و بعضی کشورها هم کلماتی معادل حلزون یا پیچ و رولت برای آن استفاده میکنند. در اسپانیایی، پرتقالی، کاتالان و فرانسه و کمابیش انگلیسی هم کلمه آروبا کاربرد دارد. اما arroba چیست و از کجا آمده است؟
اجازه بدهید با هم به اسپانیای قدیم سفر کنیم، به زمانی که اسپانیا در دست مسلمانان بود و بسیاری کلمات عربی وارد زبان اسپانیایی شدند. از جمله کلمه الربع که واحدی بود برای اندازهگیری وزن. همانطور که ما در فارسی چارک (حدود ۷۵۰ گرم) را داریم، اعراب هم الربع را داشتند که تقریبا معادل ۱۱ و نیم کیلوگرم امروزی میشد. این کلمه به صورت arroba وارد زبان اسپانیولی و پرتغالی شد و تا به امروز هم مورد استفاده است. اسپانیاییها و پرتغالیها از نماد @ برای نمایش اختصاری arroba استفاده کردند. بعدها با ورود علامت @ به انگلستان، کلمه arroba هم وارد زبان انگلیسی شد.
ولی چه ارتباطی میتواند بین یک واحد وزن و ایمیل باشد؟ باید بگوییم که @ تنها به عنوان علامت وزن استفاده نمیشد و کاربردهای دیگری هم داشت.
کاربردهای قدیمی:
- حسابداران در قرون ۱۸ و ۱۹ از @ بعنوان علامت اختصاری each at استفاده میکردند. به این ترتیب @ یک a بود که داخل یک e بزرگتر نوشته میشد. each at اصطلاحی بود به معنای “از قرار هر کدام” که تاجران و حسابداران به کار میبردند مثلا ”۲سیب @ ۱$” یعنی دو سیب از قرار هر کدام یک دلار. در حالیکه اگر گفته میشد two apples at 1$ یعنی دو سیب (هر دو با هم) یک دلار.
- در قرون گذشته در مناطقی از فرانسه از علامت à (به معنای at each یا “از قرار”) برای برچسبگذاری کالاها استفاده می کردند. گاهی اوقات مغازهدارها فرانسه هم مانند برخی کشورها به سرعت قیمتها را مینوشتند و در نتیجه علامت à چیزی شبیه به @ از آب درمیآمد.
- @ می تواند ریشهای یونانی هم داشته باشد؛ یعنی یک آلفای محصور در میان دایره باشد. یونانیها مدعی هستند که گاه در گذشته از علامت @ به جای کلمه ανά (آنا) استفاده میکردند. آنا در زبان یونانی تقریبا معادل à فرانسوی است.
- کشیشها هم در قرون وسطی از علامت @ زیاد استفاده میکردند، هم به عنوان اختصاری برای کلمه ad لاتین ( به معنای به، در ، درباره، با) و هم به عنوان تاکید بر حرف a مثلا در ذکر کلمه amen حرف a به صورت @ نگارش میشد. عدهای بر این باورند که @ یک a است که داخل یک D قرار گرفته و ad را نشان میدهد. اسنادی وجود دارد که قدمت این کاربرد را تا ۷۰۰ سال پیش میرساند.
- کاربردهای دیگری هم برای @ وجود داشته که بیشتر برای نشان دادن اختصار کلماتی که با ۲ شروع میشوند و اکثرا به معنای “در” (داخل) یا “از قرار” یا “در ارتباط با” هستند.
استفاده مدرن : اما @ اولین بار در اوایل قرن بیستم وارد ماشینهای تحریر و حسابداری شد و در اواخر این قرن هم با پیدایش کامپیوترها راه خود را به دنیای دیجیتال باز کرد. کلید @ در کامپیوترها استفادههای بسیار زیادی پیدا کرد، در بسیاری از زبانهای برنامهنویسی کاربرد پیدا کرد و بسیاری از سرویسهای آنلاین هم از @ استفاده کردند.
در ایمیلها @ نشان میدهد که آدرس ایمیل شما در کدام سایت قرار دارد. در توئیتر و بسیاری از سرویسهای میکروبلاگینگ برای خطاب قرار دادن کاربر دیگری بطور عمومی استفاده میشود و در فورومها و بعضی شبکههای اجتماعی برای پاسخ دادن به کاربر دیگر پیش از نام او @ میآورند.
استفادههای جدید از @ به دنیای مجازی محدود نیست. در آمریکا برای نشان دادن مسابقه دو تیم با هم، ضمن مشخص کردن میزبان از @ استفاده می شود. مثلا NY@LA یعنی تیم NY با LA مسابقه خواهد داد و بازی در زمین LA برگزار میشود.
حتی در زبان فارسی مجازی هم @ وارد شده و کاربردهای مختلفی پیدا کرده. مثلا بعضی کاربران در تایپ فارگلیسی (پینگلیش) از @ برای جایگزینی “عت” “ئت” و “َت” در کلماتی چون ساعت، دقت و سرعت و غیره استفاده میکنند. در بعضی زبانهای دیگر هم کاربران مجازی ترجیح میدهند از @ به جای حروف مشابهی که ممکن است در تلفن یا کامپیوترشان نباشد، استفاده کنند. مثلا به جای ə (که در ترکی آذربایجانی و برخی زبانهای دیگر صدای َ میدهد)
علاوه بر آن @ بعنوان سمبل دنیای مجازی و سرویسهای اینترنتی وارد فرهنگ و هنر هم شده و خود را در آثار سینمایی یا حتی اشعار خوانندگان یا نقاشیها و کاریکاتورها به عنوان نماینده دوره جدید ارتباطات معرفی کرده است.
------------------------------------------------------------------------------------------------
بزرگترین عدد اول جهان توسط یک ریاضیدان آمریکایی کشف شده که طول ارقام آن 17 میلیون و 425 هزار و 170 عدد است. به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عنوان قبلی بزرگترین عدد اول جهان به عددی با 12 میلیون و 978 هزار و 189 رقم اختصاص داشت که در سال 2008 میلادی کشف شده بود. کشف بزرگترین عدد اول جهان توسط «کورتیس کوپر» ریاضیدان دانشگاه مرکزی میسوری در قالب بخشی از یک شبکه عظیم رایانه های اختصاص یافته برای این طرح، محقق شد. این طرح شباهت زیادی به پروژه هایی مانند SETI@Home دارد که از شبکه عظیم رایانه ای برای دانلود و آنالیز حجم وسیع داده های تلسکوپ رادیویی SETI استفاده می کند. شبکه رایانه ای برای کشف بزرگترین عدد اول جهان به اختصار GIMPS گفته می شود که از 360 هزار پردازنده برای 150 تریلیون محاسبه در ثانیه استفاده می کند. «جورج ولتمان» از کارشناسان برجسته رایانه و مبتکر شبکه GIMPS تأکید می کند: این کار مانند بالا رفتن از قله اورست است؛ مردم از به چالش کشیده شدن برای کشف ناشناخته ها لذت می برند. این عدد از کلاس نادر موسوم به اعداد اول مرسن (Mersenne Primes) است که به شکل Mn = 2n – 1 هستند. اعداد اول مرسن 350 سال قبل توسط «مارین مرسن» کشیش فرانسوی شرح داده شده و به نام وی نامگذاری شده اند؛ تاکنون 48 نمونه آنها کشف شده است. عدد اول کشف شده چندین نوبت توسط محققان و با استفاده از رایانه های پرقدرت مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. «کورتیس کوپر» تاکنون سه عدد اول را کشف کرده و برای کشف اخیر خود نیز جایزه سه هزار دلاری دریافت کرده است. سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 2:12 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
خنده دار جدید . . ی بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟ سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 2:6 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
آیا به حرفی که میزنید وفادار هستید یا اغلب اوقات از انجام کاری که قول دادهاید انجام میدهید سرباز میزنید؟ بسیاری از ما اغلب اوقات درگیر موضوعات اینچنینی هستیم. برخی از افراد میگویند که تماس میگیرند و دیگر با شما تماس نمیگیرند. برخی دیگر میگویند که پیگیر یک پروژه خواهند شد و در آینده این چنین نخواهد شد. برخی دیگر میگویند که کاری را در مدت زمان خاص انجام میدهند و متاسفانه زیر حرفشان میزنند. قبل از صحبت راجع به اهمیت ایستادگی بر روی حرفهایمان، بعد نیست به این موضوع نگاه کنیم که چطور ممکن است یک فرد به حرفهایی که میزند عمل نکند، چه عواملی منجر به بروز این رفتار میشود؟ - زمانی که فردی از شما درخواست میکند کاری را انجام دهید، شما برای اینکه وی احساس بدی نسبت به شما پیدا نکند سعی میکنید تا به او جواب مثبت دهید، حتی اگر خودتان علاقهای برای انجام آن ندارید. در حالیکه اگر واقعاً نمیتوانید، باید«نه گفتن» را بیاموزید و از آن بهره جویید. - شما بله را میگویید و فکر میکنید که میتوانید کار را انجام دهید، این در حالیست که بخش دیگر وجودتان در مقابل اینکه تحت کنترل قرار بگیرد مقاومت میکند. آیا این مهمتر است که تحت کنترل باشید یا اینکه بر سر حرفتان بمانید؟
چهار شنبه 18 بهمن 1391برچسب:, :: 10:49 بعد از ظهر :: نويسنده : ali
تماشا: شاید باورش سخت باشد اما جیمز باند هم یک روزی کارتن خواب بوده است! نه تنها دانیل کریگ که ستارگان بزرگ دیگری هم بوده اند که روزگاری کف خیابان ها زندگی می کردند و در محله های پایین شهر به سر می بردند. این ستارگان نه تنها فقیر بودند بلکه بی خانمان هم بوده اند. سایت سینما خبر، گزارشی از فهرست این ستارگان منتشر کرده است. گزارشی تکان دهنده که دلمان نیامد شما نخوانید. «هال بری» (Halle Berry) وقتی که «هال» با سودای بازیگری در سر به شیکاگو آمد. پولی نداشت. مادر او که از مخالفان جدی بازیگری بود. از فرستادن حتی یک سنت برای او خودداری کرد. «هال» بیچاره که شغلی نداشت. شب ها را با در خیابان ها یا در پناهگاه بی خانمان ها می گذراند. او در مصاحبه با مجله استار پلاس گفته است: «آن شرایط سخت باعث شد من محافظت از خودم را یاد بگیرم.» هال بری به خوبی توانست از پس زندگی سختش بربیاید. «هیلاری سوآنک» قبل از آنکه «سوآنک» به یک بازیگر برگزیده اسکار تبدیل شود. از دبیرستان اخراج شد. او در سن 15 سالگی تنها با 75 دلار و یک خط موبایل به کالیفرنیا آمد. او شب ها را در اتومبیل مادرش می خوانید تا اینکه طی آشنایی با «تینا براندون» در فیلم «÷سرها گریه نمی کنند» بازی کرد و با دستمزد 3 هزار دلاری موفق به اجاره یک سرپناه شد. بعد از آن او هر روز ÷یشرفت کرد تا تبدیل شد به «هیلاری سوآنک». «جیم کری» «کری» اوایل 16 سالگی از مدرسه اخراج شد. او که آرزوی معروف شدن را در سر داشت، تمامی نوجوانی اش را در اتوبوس کاروان خانوادگی سپری کرد ولی پارک کردن اتوبوس کاروان در کنار خیابان بخت او را برای اولین حضور حرفه ای اش باز کرد. «الا فیتز جرالد» «فیتز جرالد» قبل از آنکه عنوان «ملکه جاز» را به دست آورد از خانه ناپدری اش فرار می کند. در اوج بی خانمانی برای کسب درآمد به یک گروه مافیا می پیوندد ولی جای خواب او از خیابان به زندان تغییر می کند. پس از آزادی از زندان شب ها را در کنار تئاتر آولو می گذراند. تا اینکه در سال 1934 بخت به او رو کرده و در نهایت موفق به دریافت 13جایزه «گرمی» می شود. «دانیل کریک» «کریگ» با «مامور 007» زمانی در مصاحبه با پایگاه اطلاع رسانی «هالیوود اسکوپ» گفته بود در حالی که آرزوی بازیگری را داشتم به لندن آمدم و چون جایی برای گذراندن شب ها نداشتم، صندلی پارک های لندن را انتخاب کردم. بله، جیمز باندکه این روزها با «اسکای فال» لندن را به تسخیر خود درآورده، روزی در لندن سرگردان بوده است. «چارلی چاپلین» با مرگ زودرس پدر «چارلی»، مادرش به بیمارستان روانی منتقل می شود و چارلی 10 ساله با برادر کوچکش مجبور به کار کردن و کسب درآمد می شوند. آنها خانه ای نداشتند و شب ها را در کنار محل کار پدرشان که یک تماشاخانه بود می گذراندند ولی همین مشکلات در نهایت چارلی را به بزرگترین بازیگر سینمای صامت تبدیل کرد. چهار شنبه 18 بهمن 1391برچسب:, :: 10:44 بعد از ظهر :: نويسنده : ali
بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟ گفت: آره ! خیلی دوسش دارم گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟ گفت: آره! گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟ گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد گفت: چرا؟ براش یه مثال زدم: گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله… دیدم حالتش عوض شده بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟ گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه گفتم: پس حجابت…. اشک تو چشاش جمع شده بود روسری اش رو کشید جلو با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره از فردا دیدم با چادر اومده گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد! خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:, :: 3:24 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
لـوح زنـدگی را چگونـه بخوانیـم ؟! جمعه 13 بهمن 1391برچسب:, :: 7:23 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
آری داستان ، داستان فقر است پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند
ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید :
بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ، آب دهانش را قورت داد خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت برگه مجتبی ، دست به دست بین معلم ها می گشت اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود امتحان ریاضی ثلث اول :
سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟ جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟ جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم ، بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه مجتبی پاک کرد و ادامه داد سئوال : نامساوی را تعریف کنید جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران ، اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟ جواب : همان خاصیت پول داری است آقا ،که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟ جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ، که شاید اثر قطره اشک مجتبی بود
معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت مجتبی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ، برگشت با صدای لرزانش فریاد زد آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟ بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید و پشت در گم شد **********************************************************
دفتر مشق
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا …
دخترک خودش را جمع و جور کرد، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟ فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انضباطش باهاش صحبت کنم دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت : خانوم/… مادرم مریضه… اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد… اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه… اونوقت… اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم… اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم… معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین … و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد… ***********************************************************
غذای سگ
توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد … یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم … آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش … همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت : چی مِخی نِنه ؟ پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت : هَمی ره گُوشت بده نِنه !
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت : پُونصَد تُومَن فَقَط آشغال گوشت مِشِه نِنه … بُدُم ؟ پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه ! قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن …..اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی میکرد گفت : اینارو واسه سگت میخوای مادر ؟ پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت : سَگ ؟ جوون گفت اّره … سگ من این فیله هارو هم با ناز میخوره … سگ شما چجوری اینارو میخوره ؟ پیرزن گفت : مُخُوره دیگه نِنه … شیکم گوشنه سَنگم مُخُوره … جوون گفت نژادش چیه مادر ؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه …ایناره بره بچه هام ماخام اّبگوشت بار بیذارم ! جوونه رنگش عوض شد … یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن … پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگیریفته بُودی ؟ جوون گفت چرا ! پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُورم نِنه … بعد گوشت فیله رو گذاشت اونطرف و آشغال گوشتاش رو برداشت و رفت ! قصابه شروع کرد به وراجی که خوبی به این جماعت نیومده آقا … و از این خزعبلات … و من همینجور مات مونده بودم !! *
*
*
*
*
داستان مردم شهر من ، داستان پسرک فال فروشی است که کف خیابان برای یک لقمه نان میگرید!
چهره زیبای دستان خسته یک پدر برای عیدی دخترش ! پینه های دست مادریست برای یک جرعه نفس! آری داستان ، داستان فقر است. این چیزها را که میشنوم غصه ام میگیرد. چه کار میشود کرد؟ کمک؟
واقعاً راه حل مشکل فقر در ایران چیست؟
جمعه 6 بهمن 1391برچسب:, :: 6:18 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
پنج شنبه 5 بهمن 1391برچسب:, :: 4:9 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
ایـن دیـوانگیـست ...... چهار شنبه 4 بهمن 1391برچسب:, :: 5:51 قبل از ظهر :: نويسنده : ali
![]() ![]() |